
سبو شهبازیان در گفتوگو با خبرنگار ورزشی برنا، در خصوص شرایط استقلال در آستانه دربی پایتخت اظهار داشت: هنوز نمیدانم چرا سهراب رفت، مگر او بد کار میکرد؟ نتایج خوبی گرفته بود نقاط ضعف تیم را پیدا کرده بودند و استقلال در حال جان گرفتن بود، نمیدانم چرا نمیگذارند مربیان جوان کار کنند. آقای کریمی از مربیان قدیمی است اما اینکه به یک باره در دیدار حساس داربی او را روی نیمکت بگذارند منطقی نیست.
وی افزود: به عنوان یک هوادار سوالم این است که چرا هر روز باید یک خبر جدید از باشگاه بیرون بیاید؟ یعنی نمیتوانند یک تصمیم قطعی در مورد سرمربی بگیرند؟ در آستانه دو دیدار بزرگ هستیم اما تکلیف نیمکت ما مشخص نیست، قرار است همینطور بیبرنامه و فقط با امید به خدا به سراغ حریفان برویم؟ برنامه فقط این است که بازیکنان غیرت به خرج دهند و هواداران تشویق کنند؟
پیشکسوت استقلال ادامه داد: واقعا نمیدانم امسال در استقلال چه خبر است؛ موسیمانه را بدون هیچ اطلاعاتی آوردند پول گزافی به او دادند و در نهایت تیم را رها کرد و رفت! در اروپا هم انقدر به مربیان پول نمیدهند که در اینجا میدهند! به جای این کار کمی برای آکادمی هزینه کنند که چند بازیکن به فوتبال معرفی کنند و درآمدزایی داشته باشند.
شهبازیان در ادامه گفت: پرسپولیس رقیب دیرینه استقلال است؛ آنها هم تغییراتی روی نیمکت داشتهاند اما امسال مثل سالهای گذشته هماهنگی و انسجام ندارند. شرایط استقلال از نظر روحی روانی به دلیل بردهایی که در یکی، دو هفته اخیر داشته بهتر است امیدوارم که بتوانند پیروز این دیدار باشند.
وی در ارتباط با بهترین خاطرهای که از دربی داشته، گفت: بهترین خاطره من به دیداری برمیگردد که پیروز قربانی در دقیقه ۹۴ به پرسپولیس گل زد و بازی را ۳ بر ۲ بردیم. من تازه مصدومیتم برطرف شده بود و روی نیمکت حضور داشتم؛ بازی جذابی بود و صد هزار هوادار به استادیوم آمده بودند.
پیشکسوت استقلال ادامه داد: من و پیروز قربانی هم اتاق بودیم؛ صبح روز بازی به من گفت مادر مرحومم را در خواب دیدم و به من گفت که در داربی گل میزنم من هم به شوخی به او گفتم تو فقط حواست را جمع کن که گل نخوریم نیازی نیست گل بزنی! دقیقه ۹۴ فرزاد سانتر کرد و نمیدانم در آن لحظه پیروز در ۱۸ قدم چکار میکرد! بازی ۲ بر ۲ بود که پیروز با سر گل زد و من از خوشحالی به وسط زمین دویدم و پیروز را بغل کردم.
انتهای پیام/